|
ارشیا
بختياري و طايفه پبدني
|
[ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 10:47 قبل از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
[ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 10:43 قبل از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
گر ایران زمین بختیاری نداشت
بر آنم که از بخت یاری نداشت
به ایل خویش باید باز برگردم... که می گوید به هر جا پا گذاری آسمان آن همین رنگ است من از این شهر دوداندود که رنگ آسمان آن فقط در شعرها آبی است بیزارم به ایل خویش باید باز برگردم در آن جا آسمان سینه ها آبی است ... [ سه شنبه 8 شهریور1390 ] [ 3:35 بعد از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
در منطقه پبده مقبره ای است که شخصی محترم و زاهد و پارسا به نام درویش عالی در آن مدفون است . درویش عالی پس از تشرف به خانه خدا به حاج عالی نامیده و معروف گردید . مقبره این انسان پارسا زیارتگاه طایفه پبدنی و دیگر طوایف بختیاری بوده و هست . تش درویش عالی پبدنی از نوادگان این مرد زاهد هستند که یکی از چهار تش پبدنی می باشند . مقبره حاج عالی تقریبا در مرکز منطقه پبده قرار گرفته است . متاسفانه به جز آثار دیوار و پی های آن دیوار و سقفی به جا نمانده است . هنوز در بین افراد سالخورده و تش درویش عالی از نام و یاد آن بزرگوار مدد می جویند و به نامش سوگند یاد می کنند . حرمت و جایگاه مقدس حاج عالی در نزد طایفه پبدنی و دیگر طوایف بختیاری محفوظ مانده و قابل احترام می باشد . مرمت و بازسازی مقبره متبرک و مقدس حاج عالی امری است شایسته و ضروری برای افراد طایفه به خصوص تش درویش عالی که به نحو احسن و سزاوار انجام گیرد ، چرا که وجود حاج عالی در زمان حیات و مقبره متبرکشان در حال حاضر جدای از تقدس روحانی و ایمانی که برای مردم منطقه داشت، امروزه نیز به عنوان زیارتگاه و آثار باستانی و نشانی از هویت و معرفت مردم منطقه پبده می باشد . در جستجو و تلاش هستم تا بلکه تذکره نامه این زاهد پارسا را به کمک حضرات درویش عالی بیابم و تصویری از آن را در این نوشته به تبرک بیفزایم . فرزندان محترم و بزرگوار این مرد خدا ، قول مساعدت و همکاری و راهنمایی و کمک در تهیه مستندات و روایات و اطلاعات سینه ای در باره حاج عالی را داده تا بیشتر و بهتر به معرفی و شناساندن این روحانی پارسا بپردازیم . تا رسیدن اسناد و روایات و اطلاعات لازم توسط همه عزیزان آگاه و مطلع و آنانی که اسنادی در اختیار دارند، به همین مطالب بسنده می کنیم . این لازم به ذکر است که تش درویش عالی اظهار داشته اند که به محض وصول به تذکره نامه ، بازسازی این مقبره مقدس را آغاز خواهند کرد . این امید را داریم که این امر به زودی و خوبی محقق گردد .
[ سه شنبه 8 شهریور1390 ] [ 3:2 بعد از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
پدران و گذشتگان طایفه پبدنی در مجالس و گردهمایی های فامیلی و طایفه ای حرف از اشکفتی ( غار ) در پبده به میان می آوردند که بسیاربزرگ و طویل بود . نقل می کردند که تا یاد دارند و یا از گذشتگان خود شنیده اند ، کسی نتوانسته تا پایان آن را طی کند . می گفتند که در گذشته با وسایل روشنایی اولیه و ساده مانند چراغهای پیه سوز و آتشدانهای موجود آن زمان و یا چوب های پارچه پیچ آغشته به مواد چربی ، بارها مبادرت به طی این غار کردند که هر بار یا خاموش شدن آتش و یا گم کردن راه مجبور به باز گشت می شدند . مسلما خاموشی آتش بر اثر نبود ویا کمبود گاز اکسیژن بوده که علاوه بر خاموش شدن آتش ، منجر به خفگی ، خستگی و ترس می گردید که بر آنان بر اثر ضایعه و کمبود گاز اکسیژن بر آنان مستولی می شده است . بنا بر این بناچار از ادامه راه منصرف شده و بر می گشتند . باستان شناسی فرانسوی به نام گیرشمن ، اقدام به شناسایی این آثار باستانی در منطقه پبده کرد . از روی آثار و بقایای به جا مانده انسانی و جانوری و نقوش و حک شده بر دیواره های غار ، قدمت آن را بین 12 تا 15 هزار سال و طول آن را 20 کیلومتر تخمین زده است این قدمت و سابقه که حکایتی دیرین از جایگاه و خاستگاه انسانی چند هزاره مردم ین مرز و بوم را در دل خود جای داده است ، جای تفکر، تامل و تعمق را دارد به این واقعیت پی ببریم که از دیر بازاین منطقه ، محلی مناسب و جایگاهی امن برای زندگی انسان بوده است . طایفه پبدنی به علت طولانی بودن این اشکفت ( غار ) آن را اشکفت ته ( tah ) به چلبار می نامیدند زیرا معتقد بوده و هستند که سر و طرف دیگر این غار در ابتدای منطقه چلبار قرار دارد . با توجه به ارائه طول 20 کیلومتری از سوی گیرشمن فرانسوی واین که طرف دیگر غار از منطقه چلبار سر در می آورد به حقیقت نزدیک است و اشکفت ته به چلبار هم نام مناسبی بوده که مردم در آن زمان بر آن گذاشته بودند . [ سه شنبه 8 شهریور1390 ] [ 3:2 بعد از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
پیدنی یکی از شاخههای طایفه بابادی از ایل بختیاری در ایران است.
پبدنی چهار شاخه دارد:
محل زندگی طایفه پبدنی در گرمسیر منطقه پبده و درکستان لالی و در سردسیر پرک تنگ گزی، دیمه، دشت زرین و قلعه سنگ میباشد.
این فامیلها در طایفه پبدنی وجود دارند: عبداللهی، احمدی، ابدالی، حیدری، جمشیدی، ناصری، سلجوقی، امیری، گزین زاده، مرادی، عالیپور، باقری و بختیاری بزرگان آنها عبارتند از: بزرگ فامیل عبداللهی: خون کار، خیرا..، مندنی عبداللهی بزرگ فامیل احمدی:آنیرعلی، آدینعلی(ملاآنل)، آامامقلی، ملأ شاهرضا بزرگ فامیل ابدالی: میرزا و حجی آقا ابدالی بزرگ فامیل حیدری: مشهدی آ منصور حیدری بزرگ فامیل جمشیدی: خسرو جمشیدی بزرگ فامیل ناصری: سلطانعلی ناصری بزرگ فامیل سلجوقی: پیرزا، بختیار و محمدحسین سلجوقی بزرگ فامیل امیری: محمدحسین امیری بزرگ فامیل گزین زاده: بهمن گزین زاده بزرگ فامیل مرادی: جهانگیر مرادی (فرزند ارشد مرحوم آامیدعلی) بزرگ فامیل باقری: مرحوم فیض ا.. و محمدرسول باقری در استان خوزستان نیز در اطراف شهرستان شوشتر شامل روستاهای سردار آباد، جنت مکان، کوشکک، درخزینه، بتوند، شهرک چمران، شهرک شهید شرافت و منطقه شعیبیه نیز تعدادی از خانوارهای پبدنی مستقرند در شهرکهای اطراف دزفول مانند شاه آباد نیز تعدادی از پبدنیها مستقرند بیش از 100 خانوار از طایفه پیدنی در شهر اهواز زندگی میکنند [ سه شنبه 8 شهریور1390 ] [ 3:1 بعد از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
مقدمه هر گاه برای انجام کارهای اداری ، ثبت نام و یا تکمیل پرسشنامه و غیره به اداره یا سازمانی مراجعه میکردم ، مسئول و یا متصدی امر ، در خواندن و یا ثبت پسوند خانوادگی ام دچار مشکل می شد و نمی توانست آن را قرائت یا ثبت کند . مکث میکرد و زیر لب کلمه را هجی و زمزمه میکرد . برایش نا آشنا و نا مانوس بود . کلمه ناشناخته برای خیلی از این متصدیان ادارات شاید جالب هم بود . معلوم بود که به چند صورت تلفظ میکردند تا بلکه به کلمه ای آشنا بر خورد کنند . بعضی با نگاه و لحن طلبکارانه و برخی نیز از سر کنجکاوی و مودبانه از پسوند نام خانوادگی ام جویا می شدند . بنده که برایم عادت شده بود و این آمادگی را همیشه برای پاسخ دادن و هجی کردن پسوند فامیلی ام داشتم سریع و صریح می گفتم ( پ –ب - د – ن – ی ) و کلمه را ادا میکردم ، پبدنی . و جالب بود که اکثرا سوال میکردند که : پبدنی نام مکان و محلی است ؟ اسم شخصی است ؟ نام مکانی است ؟ کجاست؟ و ... مثل همیشه آماده و از خدا خواسته ، که دو باره فرصتی پیش آمده تا نام و خصوصیات طایفه ام را به عده بیشتری بشناسانم با شوق و میل فراوان تو ضیح میدادم : پبده نام منطقه ای است که در خوزستان و در 25 کیلومتری شهرلالی از توابع شهرستان مسجدسلیمان ... و طایفه و فامیل ما که در این منطقه سکونت داشتند ، منسوب به پبده شده و پسوند پبدنی در شناسنامه افراد طایفه ثبت وطایفه ما در قوم بختیاری به پبدنی معروف و مشهور گردید . جالبتر اینکه بیشتر مواقع همین کلمه پبدنی در سرعت انجام کارم در آن اداره موثر واقع می شد و به خوبی و راحتی و سریع به انجام میرسید . گذشته از این مسائل ، متاسفانه افرادی در فامیل هستند که حتی نمی دانند پبده کجاست و در چه محیط جغرافیایی از کشور ایران و سرزمین بختیاری قرار دارد . از موقعیت جغرافیایی و تاریخی آن بی خبرند! به جرات می توان گفت که بیش از 80 در صد افراد زیر50 سال طایفه پبدنی از موقعیت کلی پبده بی اطلاع اند و حتی منطقه پبده را از نزدیک ندیده و نمی شناسند ! به همین جهت تصمیم گرفتم حتی الامکان و در حد و توان خود ، در مورد هویت نام و جایگاه طایفه ام مطالبی جمع آوری ، و جهت استفاده و آگاهی در اختیار جوانان و هم طایفه ای های پبدنی و عزیزان طوایف بزرگوارو همتباربختیاری ام و همچنین سروران غیر بختیاری که مشتاق در شناخت فرهنگ ، جایگاه ،نژاد ،شیوه زندگی و قدمت طوایف بختیاری هستند ، قرار داده و بیشتر و بهتر با چگونگی پیدایش نام پبده و سکونت مردم پبدنی درپبده و دیگر جاهای بختیاری آشنا نمایم . نهایت سعی و تلاش شده ، تا از اسناد و منابع موثق و معتبر وافراد آگاه و سر شناس طایفه پبدنی در جمع آوری اطلاعات استفاده گردد تا این نوشته با کمبود و اشکالات کمتری در اختیار علاقه مندان قرار گیرد . در وجه تسمیه پبدنی به اسناد ملکی 204 ساله و به جا مانده از پیشینیان استناد گردیده و پیرامون نام های ثبت شده در این مدارک قدیمی ، نام پبده و پبدنی ، منتج به نتیجه گردیده است . اسناد پیر با دو قرن و اندی قدمت و عمر ، حرف از گذشتگانمان را در دل دارند و با زبان بی زبانی با ما سخن می گویند . این نوشته به ما می گویند که زادگاه پدرانمان دیروز پوده نام داشت وامروز پبده . وجود آثار و یا اسناد دیگر با ادله منطقی و مستدل که دال بر واقعیت امر باشد ، ناقض این نوشته خواهد بود و با اشتیاق و با میل وافر خواهم پذیرفت وجهت اعتلا و احیاء هویت فرهنگ و اجتماعی غنی بختیاری و طوایف آن ، در اصلاح و تکمیل نوشته خودم به کار خواهم گرفت . همتباران بزرگوار و محترم پبدنی و بختیاری و دیگر اساتید ارجمند ، نقصان و اشکالات را به دیده اغماض ننگرند . درارشاد و رهنمون استادانه خود در رفع اشکال واصلاح آن به فرهنگی باستانی و غنی لطف و عنایت داشته و صراحتا امر به اصلاح و تغییر دهند تا بتوانیم به کمک هم در اعتلا و احیاء و شناساندن بیشتر و بهترفرهنگ قوم و تباربختیاری به عموم مشتاقان ، گامی موثر و مفید بر داریم . انشا اله پبدنی وارگه به کوه پبده داشت نومسه ور سر در پبده نگاشت پبدنی ریشه به خاک پبده زید تک درخت طافسه ور بیشه کاشت
برگرفته از استاد عزیز و ارجمند جناب آقای حسین عبدالهی پبدنی [ سه شنبه 8 شهریور1390 ] [ 2:59 بعد از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
60 سال پس از نخستین کاوش انجام شده در غار "پبده" زیستگاه اولین انسانهای ساکن فلات ایران در 15 هزار سال پیش توسط پرفسور "گریشمن" باستان شناس فرانسوی، این غار بار دیگر مورد کاوش قرار گرفت. این غار در منطقه خوش آب و هوای لالی در دل کوه "انبار سفید" از کوههای کوهپایهای زاگرس در شمال استان خوزستان و هم مرز با چهارمحال و بختیاری است که سرزمینی سرشار از چشمهها، رودخانهها و آبشارها به شمار میآید. شواهد و مدارک پیشینه تاریخی و کهن منطقه لالی تنها در غار پبده خلاصه نمیشود چرا که این منطقه منحصر به فرد محل واقع شدن تپههای باستانی سومریها، پلهای قدیمی اوسور و تراز، عمارت تاریخی بنهوار، قلعههای مش مرداسی و چکانی، امامزاده و زیارتگاههای باباحسن، بابا روزبهان، حاجی محمد و حاجی علی، آبشار آرپناه و آسیابهای قدیمی مربوط به دوره ساسانی، گرمابه بابا احمد، چشمههای آب گرم و معدنی و دهها محوطه باستانی و گردشگری دیگر نیز هست. این بخش از آثار باستانی و میراث فرهنگی لالی با توجه به اینکه روی زمین واقع شده اند از دید گردشگران و علاقمندان پنهان نمانده و کمابیش شناخته شده محسوب میشوند. اما غار عمیق، بزرگ و تاریک پبده که بر اساس بررسیهای پروفسور رومن گریشمن در سال 1949میلادی مشخص شد 15 هزار سال پیش و همزمان با عصر پارینه سنگی نخستین زیستگاه انسانها در فلات ایران بوده، تاکنون ناشناخته مانده است. این باستان شناس فرانسوی در آن کاوش که تنها بررسی کارشناسی انجام گرفته در غار پبده از گذشته تاکنون بوده است، قدیمىترین آثار سکونت انسان در فلات ایران را کشف کرد. گریشمن معتقد بود آثار به جا مانده از مردمانی که 15 هزار سال پیش در این غار مىزیستند نشان میدهد آنها اجداد بختیاریهای امروزی هستند. این غار در منتهی الیه شهرستان لالی در منطقه ای عشایری در مسیر آبشار آرپناه و در کوهی به نام " انبار سفید" به ارتفاع 1900 متر واقع شده و یکی از امتیازات آن دسترسی تقریبا آسان به آن است. بر اساس مشاهدات انجام گرفته این غار دهانه کوچکی دارد ولی داخل آن بسیار گسترده است در حین حال بسیار تاریک، نمناک و پر از خفاش و حشرات مختلف است و تا کنون کسی اطلاعات مستندی از عمق و ابعاد درون غار ارائه نداده است. طبق گزارشات سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان، این غار 114 متر طول دارد و در انتهای غار تونلی کم عرض وجود دارد که یک حفره آبی محسوب میشود. درون غار سه حفره وجود دارد که امکان حرکت انسان به صورت ایستاده در آن وجود ندارد. این دالانهای هوایی مثل سفره های زیر زمینی آبراه محسوب میشوند. از سویی تونلهای وسط غار به حفرههای کف غار راه دارند. یک تونل در انتها وجود دارد که دو رگه دارد که یکی بعد از دو راهرو بسته میشود و دیگری راه مار پیچ است که بعد از عبور از حفره یی به عرض 70 سانتی متر به علت ریزش سقف و جمع آوری املاح نیمه بسته مانده است. سنگ چینیهای درون غار، باستانی بودن سکونتگاه عشایر در این منطقه را مشخص میکند. در وسط غار حفرهای بزرگ در کف وجود دارد که تشکیل حوضچهای داده است که احتمالا برای آب انبار استفاده میشد. یکی از ویژگیهای غار پبده این است که به دلیل برخورداری از ورودی و خروجی امکان تجمع گازهای متصاعد در آن وجود ندارد، طول دهانه ورودی اول غار 40/5 متر و ارتفاع آن سه متر است و همچنین دهانه اول تا دهانه دوم 6 متر فاصله دارد. ارتفاع دهانه دوم را یک متر و 10 و عرض از سقف آن را سه متر و 10 سانتیمتر عنوان کرد و از دهانه غار به طول 90 متر که وارد غار می شوی حفرهای هوایی وجود دارد که در سمت چپ از سقف غار بیشترین ارتفاع را به طول تقریبی 28 متر به خود اختصاص داده است. کمترین عرض غار پبده 6 متر و بیشترین عرض غار 70 متر و 19 سانتی متر اندازه گیری شد. همچنین کمترین ارتفاع تالار اصلی غاز دو متر و بیشترین ارتفاع آن 28 متر است. از دیگر نشانه های موجود در غار پبده وجود یک استراحتگاه حجاری شده به فاصله 6 متری از دهانه ورودی سمت راست غار و در ارتفاع دو متری با ابعاد سه متر در یک متر است. در انتهای غار یک سقف گنبدی زیبا به صورت سنگ یک پارچه سفید از جنس خارا با روکش سفید گچی وجود دارد که تشکیل خالهای منظم بیشباهت به نشیمن گاه خفاشها و یا پوست پلنگ نبود. به گزارش مهر علاوه بر این در عمق غار تاریخی و ناشناخته پبده به جز خفاش، جانورانی و حشرات منحصر به فردی دیگری زندگی میکنند که مشابه آنها کمتر در فضای باز مشاهده شده است.
اين مطالب برگرفته از وبلاگ http://seven16.mihanblog.com/post/13 مي باشد . و جهت ترويج فرهنگ اصيل ايراني و بختياري مي باشد . [ چهارشنبه 19 تیر1387 ] [ 4:26 بعد از ظهر ] [ سعید حیدری ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |